آسترو تلر، رئیس کارخانه نوآوری X آلفابت، در کنفرانس TechCrunch Disrupt این هفته فاش کرد که X در حال تغییر رویکرد خود برای عرضه پروژههای فناوری جاهطلبانه به بازار است. این شرکت به طور فزایندهای آنها را به جای نگهداشتن در ساختار شرکتی آلفابت، به عنوان شرکتهای مستقل جدا میکند. این استراتژی جدید X به پروژهها امکان میدهد تا با سرعت بیشتری رشد کنند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جاده مخصوص، این استراتژی بر یک صندوق سرمایهگذاری اختصاصی متکی است که تنها در شرکتهای جدا شده از X سرمایهگذاری میکند و آلفابت تنها یک سرمایهگذار اقلیت در آن است. تلر توضیح داد: “اگر آلفابت تنها سرمایهگذار بود، آلفابت صندوق را در داخل خود نگه میداشت و سپس وقتی در چیزی از X سرمایهگذاری میکرد، آن پروژه نیز همچنان در داخل آلفابت میماند.” او افزود: “بنابراین آلفابت میتواند یک سرمایهگذار کوچک باشد، اما اگر بیشتر از یک سرمایهگذار کوچک باشد، ما هدفی را که دنبال میکنیم، از بین میبریم.”
این صندوق، Series X Capital نام دارد که بیش از ۵۰۰ میلیون دلار سرمایه جذب کرده است. گیدئون یو، مدیر اجرایی سابق یوتیوب و مدیر مالی فیسبوک، آن را اداره میکند. بلومبرگ سال گذشته برای اولین بار از وجود این صندوق خبر داد. برخلاف سایر بازوهای سرمایهگذاری آلفابت مانند GV، CapitalG و Gradient Ventures، صندوق Series X Capital از نظر قانونی موظف است که منحصراً در شرکتهای جدا شده از X سرمایهگذاری کند.
این رویکرد نشاندهنده یک تحول مهم برای X است. این کارخانه نوآوری در گذشته پروژههای موفقی مانند Waymo و Wing را به زیرمجموعههای مستقل آلفابت تبدیل کرده بود. تلر گفت که آزمایشگاه در طول دهه گذشته آموخته است که در حالی که برخی از پروژههای بلندپروازانه از منابع و مقیاس آلفابت بهره میبرند، برخی دیگر “میتوانند سریعتر پیش بروند و واقعاً از بخشی از آلفابت بودن بهرهای نمیبرند زیرا بسیار متفاوت هستند.”
به گزارش جاده مخصوص، تلر توضیح داد: “قرار دادن آن درست در خارج از غشای آلفابت، جایی که میتوانیم با آنها بسیار نزدیک باشیم، مزایای استراتژیک زیادی با آنها داشته باشیم، اما لزوماً آنها را کنترل نکنیم، منطقی است.” او در Disrupt توضیح داد که استراتژی جدید X تنها به دلیل رویکرد بیرحمانه X به صداقت فکری، از جمله فرهنگی که فعالانه از حذف ایدههای امیدوارکننده استقبال میکند، کار میکند.
X یک پروژه بلندپروازانه را دارای سه جزء خاص تعریف میکند. این پروژه باید تلاش کند یک مشکل بزرگ جهانی را حل کند. همچنین باید نوعی محصول یا خدمات را پیشنهاد دهد که میتواند آن مشکل را از بین ببرد. در نهایت، باید از فناوری پیشگامانهای استفاده کند که “جرقه امیدی” ایجاد کند که تیم داخل X میتواند آن مشکل را حل کند. تلر تاکید کرد: “اگر کسی یک پروژه بلندپروازانه را پیشنهاد کند و منطقی به نظر برسد، شرکت علاقهای ندارد، زیرا طبق تعریف، این یک پروژه بلندپروازانه نخواهد بود.”
چه اتفاقی برای ایدههایی میافتد که این معیارها را برآورده میکنند؟ تلر گفت: X آنها را بیرحمانه آزمایش میکند و به دنبال دلایلی برای حذف آنها میگردد. او توضیح داد: “اگر چیزی را پیشنهاد کنید که کاملاً عجیب به نظر میرسد، آن سه جزء را دارد و یک فرضیه قابل آزمایش است، با مقدار کمی پول، میتوانیم چیزی در مورد اینکه آیا کمی دیوانهکنندهتر از آنچه فکر میکردیم یا کمی کمتر دیوانهکننده است، بیاموزیم.” او افزود: “اگر کمی دیوانهکنندهتر از آنچه فکر میکردیم باشد، عالی است، دست مریزاد، بیایید آن را کنار بگذاریم و ادامه دهیم.”
این رویکرد مستلزم جدا کردن افراد از ایدههایشان است. به همین دلیل تلر گفت که حتی نمیداند چه کسی بیشتر پروژههای X را آغاز کرده است. او به Waymo، شرکت خودروهای خودران، و Wing، شرکت تحویل پهپادی که اکنون بستههای والمارت را در حدود شش شهر ایالات متحده تحویل میدهد، اشاره کرد. او به مخاطبان Disrupt گفت: “اگر قرار است چیزی را کشف کنیم و شما [به عنوان مخترع اصلی] احساس کنید ‘این بچه من است’، چقدر احتمال دارد که من شما را به صداقت فکری واقعی وادار کنم؟”
در عمل، این بدان معناست که X ابتدا به سختترین بخشهای پروژهها میپردازد و فعالانه به دنبال دلایلی برای توقف آنها میگردد. نتیجه یک نرخ موفقیت ۲ درصدی بیرحمانه است که تلر آن را نه شکست بلکه یک ویژگی میداند. X پروژههای بسیار بیشتری را نسبت به آنچه راهاندازی کرده، متوقف کرده است، از جمله کل دستههایی که زمانی امیدوارکننده به نظر میرسیدند، مانند ابزارهای هوش مصنوعی کپیرایتینگ که مدلهای بنیادی در نهایت آنها را جذب کردند. این استراتژی جدید X به X کمک میکند تا با چالشهای مالی آزمایش و شکست مقابله کند.