سرمایه

پربازدیدترین‌ها

تفاوت عرضه اولیه سهام و عرضه عمومی چیست؟

دستاورد ۳۵ میلیون دلاری استرایپ همزمان با رشد پرداخت های B2B

پیش‌نویس کارگزاران رمزارز؛ رقابت‌زدایی یا نظم‌بخشی؟

تفاوت عرضه اولیه سهام و عرضه عمومی چیست؟

 

 

به طور سنتی، وقتی یک شرکت به یک “شرکت سهامی عمومی” تبدیل میشد به این معنی بود که از طریق عرضه اولیه سهام که به نام IPO نیز شناخته می شود، تامین سرمایه می کرد. در حالی که IPO هنوز مسیری است که اکثر شرکت ها انتخاب می کنند، در سال های اخیر دید شده که برخی از یونیکورن های تکنولوژی روش عرضه عمومی مستقیم را برای عرضه سهام خود انتخاب می کنند.

اسپاتیفای، سال گذشته مدل عرضه عمومی مستقیم را به شرکت ها – حداقل شرکت های تامین مالی شده توسط صندوق های سرمایه گذاری بزرگ- معرفی کرد و اسلک، امسال برای آغاز به کار منحصر به فرد خودش از این مدل پیروی کرد.
در این مقاله ، تفاوت های هر روش و معاملاتی را که یک شرکت در هنگام انتخاب هر یک از گزینه ها انجام می دهد، تفکیک می کنیم.

IPO چیست؟

در عرضه اولیه سهام، یک شرکت خصوصی سهام جدیدی را در اختیار عموم قرار می دهد که این شرکت را قادر می سازد تا سرمایه های جدید جذب کند و فعالیت هایش را گسترش دهد.
به منظور ارائه یک عرضه عمومی، شرکت به طور معمول با یک یا چند شرکت تامین سرمایه جهت دریافت خدمات پذیره نویسی وارد گفتگو می شود. شرکت های تامین سرمایه، به شرکت موردنظر به شکل های مختلفی مانند مشاوره در مورد قیمت سهم و پر کردن اسناد مالی SEC کمک می کنند تا برای عرضه عمومی سهامش آماده شود. این شرکت ها همچنین ارائه هایی را در قالب رودشو برگزار می کنند تا موجی از هیجان و یک بازار عمومی برای فروش سهام شرکت مزبور ایجاد کنند که سرانجام با نهایی شدن قیمت IPO اوج می گیرد.
برای اوبر که در ماه می، عرضه عمومی سهامش را آغاز کرد این رودشو شامل قطب های مهم مالی در سراسر جهان از جمله لندن بود. در آنجا مدیر عامل اوبر، دارا خسروشاهی برای بیش از ۱۰۰ سرمایه گذار درباره آینده اوبر، برنامه های این شرکت برای گسترش سرویس تحویل غذا و حوزه های جدید تجارت صحبت کرد. در روز عرضه عمومی سهام این شرکت، قیمت نهایی هر سهم ۴۵ دلار و شرکت در مجموع ۸.۱ میلیارد دلار سرمایه جذب کرد.
اگرچه شرکتها می توانند با IPO از طیف بیشتری از سرمایه گذاران بهره ببرند، اما هنوز خطرات عدم افزایش سرمایه مورد نیاز وجود دارد. علاوه بر این، استفاده از خدمات پذیره نویسی می تواند پرهزینه باشد – به طور عادی، شرکت های تامین سرمایه ۵ تا ۸ درصد سرمایه جذب شده در مدت عرضه عمومی را از آن خود می کنند.

direct listing چیست؟

در یک direct listing (که به عنوان یک عرضه عمومی مستقیم نیز شناخته می شود)، شرکت به جای صدور سهام جدید و جذب سرمایه جدید، سهام موجود را منتشر می کند. این امر نیاز به یک رودشو یا شرکت های ارائه دهنده خدمات پذیره نویسی را از بین می برد و باعث صرفه جویی در وقت و هزینه شرکت می شود.
از منظر تاریخی، این روش در درجه اول توسط کسب و کارهای کوچک آگاه به بودجه مورد استفاده قرار گرفته است که به دنبال جلوگیری از افزایش هزینه های مرتبط با IPO های سنتی بودند.
با این حال، اسپاتیفای، آن تجربه قبلی را به چالش کشید. این سرویس پخش مستقیم موسیقی با ریسک اینکه تقاضا و اشتیاق سرمایه گذار محض، باعث عدم سقوط قیمت سهام آن در غیاب یک شرکت تامین سرمایه می شود، نشان داد که کسب و کارهای بزرگ نیز کاندیداهای شایسته ای برای عرضه مستقیم هستند. درعوض، شرکت برای مهیا ساختن عرضه مستقیم خود، چندین مشاور را با هزینه ثابتی استخدام کرد و هزینه های آن ناشی از آن پایین آمد.
علاوه بر این، این روش به سهامداران این فرصت را می دهد که به محض عرضه عمومی، بدون گذراندن دوره مشخصی که آن را در هنگامIPO تجربه می کردند، سهام خود را در شرکت بفروشند. این روش همچنین می تواند منجر به جلوگیری از رقیق شدن سهام که معمولا موقع انتشار سهام جدید اتفاق می افتد، شود.
اما ، خطراتی مرتبط با حذف کارگزاران پذیره نویسی و دوره های زمانی لاک آپ که مانع از اشباع شدن بازار سهام و کاهش قیمت آن میشود، وجود دارد. بدون واسطه، هیچ تضمینی مبنی بر فروش سهام وجود ندارد و محافظت در برابر نوسانات می تواند دشوارتر باشد.
به منظور کاهش برخی از خطرات، شرکت هایی مانند اسپاتیفای به معاملات ثانویه روی آورده اند. معاملات ثانویه به سهامداران این فرصت را می دهد که سهام خود را قبل از یک عرضه مستقیم بفروشند و سطح کشف قیمتی را تدارک ببینند که این امر می تواند نوسانات بازار اولیه را کاهش دهد.

دستاورد ۳۵ میلیون دلاری استرایپ همزمان با رشد پرداخت های B2B

دستاورد ۳۵ میلیون دلاری استرایپ همزمان با رشد پرداخت های B2B

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جاده مخصوص استرایپ روز سه شنبه اعلام کرد که یک سرمایه ۲۵۰ میلیون دلاری از جنرال کاتالیست ، سکویا و آندرسن هورویتز جذب کرده است. این سرمایه قبل از ورود سرمایه جدید و رسیدن به ارزش ۳۵ میلیارد دلاری انجام شده و یک افزایش قابل توجه در پرداخت های B2B این شرکت از آخرین ارزشگذاری انجام شده به مبلغ ۲۲.۵ میلیارد دلار است.

استرایپ از چندین شرکت بسیار ارزشمند دیگر مانند Airbnb و SpaceX پیشی گرفت و درجایگاه سوم در لیست با ارزشترین بیزنس های تامین مالی شده آمریکا قرار گرفت. با توجه به شایعات پیرامون کاهش ارزش Juul به دلیل نگرانی های ناشی از تاثیر منفی بر سلامت به علت بخارات سیگارهای الکتریکی اش و WeWork در آستانه عرضه عمومی سهامش به ۱۰ میلیارد دلار کاهش ، استرایپ می تواند عنوان با ارزشترین شرکت تامین مالی شده در آمریکا را به دست بیاورد.

استریپ که توسط کارآفرینان ایرلندی پاتریک کالیسون و جان کالیسون تأسیس شده است ، مجموعه ای از ابزارهای پرداخت دارد که به شرکت های تجارت الکترونیکی و بازارهای آنلاین انجام معاملات کارت اعتباری ایمن ، پذیرش پرداخت مشتری و سپس پرداخت به فروشندگان شخص ثالث که کالاها یا خدمات را در لیست ثبت می کنند، کمک میکند. این شرکت مستقر در سانفرانسیسکو همچنین از stalwarts VC مانند GV ، Khosla Ventures و Kleiner Perkins تامین مالی می شود و همچنین بنیانگذاران پی پال پیتر تیل ، مکس لوچین و الون ماسک نیز از حامیان این استارتاپ بوده‌اند.

استریپ از زمان تأسیس در سال ۲۰۱۰ حدود ۱.۲ میلیارد دلار سرمایه جذب کرده است و طبق گزارش وال استریت ژورنال هیچ برنامه ای برای عرضه عمومی سهامش ندارد. اعلان سرمایه/ بودجه جدید دو هفته پس از اعلام Stripe مبنی بر افزودن ابزار وام و کارت اعتباری شرکتی برای مشاغل کوچک روی پلتفرم خود اعلام می شود. همچنین، استرایپ، دوشنبه هفته گذشته سرویس خدمات خود را در هشت کشور اروپایی دیگر راه اندازی کرد.

بخش پرداخت های B2B علاقه سرمایه گذاران مهمی را به خود جلب کرده است ، زیرا در این فضا ، استارتاپ ها فناوری نوظهور را به طور فزاینده ای/گسترده ای توسعه می دهند و به لیست در حال رشد خدماتشان ، مانند فاکتور الکترونیکی ، شبکه های پرداخت بین المللی ، راه حل های B2B بلاکچینی، آنالیز پرداخت و کارت های پرداخت مجازی اضافه می کنند.

طبق داده های پیچبوک، از زمان آغاز سال ۲۰۱۵ ، شرکت های تامین مالی شده توسط vc ها در پرداخت های B2B عمودی، درآمریکا ۱۵ راند بزرگ سرمایه جذب کرده اند،

اگرچه بودجه جدید Stripe قابل توجه است ، اما AvidXchange مستقر در کارولینای شمالی با توجه به اندازه معامله ، به لطف کمک های مالی ۳۰۰ میلیون دلاری در سال ۲۰۱۷ ، در صدر لیست قرار دارد. این شرکت، تولید کننده نرم افزار اتوماسیون فاکتور و پردازش پرداخت قبض است. یکی دیگر از استارتاپ های گران قیمت با حضور چندین باره در این لیست ، Brex است که کارت های اعتباری شرکتی را برای استارت آپ ها و سایر مشاغل فراهم میکند. با حمایت سرمایه گذارانی از جمله Kleiner Perkins و DST Global ، در ژوئن ۲۰۱۸ شروع به کار کرد،در حال حاضر $ ۲.۶ میلیارد دلار ارزش دارد و در اوایل این ماه یک رستوران در سانفرانسیسکو در محله South Park باز کرد. یکی دیگر از استارتاپ های قابل توجه در لیست ، Marqeta است که به مشتری های شخص ثالث مانند DoorDash و Instacart، در توزیع، پردازش و مدیریت کارت های پرداخت کمک می کند.

چندین شرکت سرمایه گذاری خطر پذیر high-profile و همچنین سرمایه گذاران فرشته از ابتدای سال ۲۰۱۰ در بخش پرداخت های B2B در ایالات متحده نسبتاً فعال بوده اند. طبق داده های پیچبوک، کلاینر پرکینز ، که در Stripe و Brex سرمایه گذاری کرده است ، با ۱۲ سرمایه گذاری، رکورد بیشترین تعداد معاملات را به به خود اختصاص داده است ، پس از آن مکس لوچین ، ۸۳North و آگوست کپیتال هر کدام با ۹ سرمایه گذاری در این لیست قرار دارند.

پیش‌نویس کارگزاران رمزارز؛ رقابت‌زدایی یا نظم‌بخشی؟

بانک مرکزی در پیش‌نویس تازه تأکید کرده است که برای جلوگیری از خالی‌فروشی و افزایش شفافیت باید «نهاد امین» تعریف شود و اثبات ذخایر (POR) الزامی شود. اما فعالان بازار این بند را از پرریسک‌ترین بخش‌های سند می‌دانند.

پیش‌نویس تازه بانک مرکزی برای ضوابط کارگزاران رمزپول، تصویری سختگیرانه از آینده بازار رمزارز در ایران ترسیم می‌کند؛ سرمایه‌های اولیه سنگین، الزام به ساختار حقوقی تضامنی، حضور نهاد امین برای اثبات ذخایر و نظارت کامل بر تراکنش‌ها. در حالی که سیاست‌گذار این چارچوب را ابزاری برای شفافیت و کاهش ریسک معرفی می‌کند، فعالان بخش خصوصی آن را گامی در جهت حذف استارت‌آپ‌ها و سپردن کامل بازار به بانک‌ها می‌دانند. نتیجه، به باور آنان، نه امنیت کاربران بلکه کوچ اجباری سرمایه و کاهش نوآوری خواهد بود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جاده مخصوص، انتشار پیش‌نویس «ضوابط کارگزاران رمزپول» بانک مرکزی موجی از واکنش‌ها را در میان فعالان این حوزه برانگیخت. بسیاری از صرافی‌ها معتقدند شرایط تعیین‌شده عملاً برای کمتر از پنج درصد آنها قابل تحقق است.

به نظر برخی از فعالان این حوزه «ماده دوازده، سرمایه اولیه را برای کارگزاری‌های نوع یک ۵۰ میلیارد تومان مشخص کرده و برای  سکوهای مبادله  ۱۰۰ میلیارد تومان تعیین کرده است؛ اما چنین امکانی برای بسیاری از کسب‌وکارها وجود ندارد و عملاً ۹۵ درصد از صرافی‌ها مجبور هستند از این رقابت کنار بروند.

همچنین ضوابط پیشنهادی به‌قدری سخت‌گیرانه است که عملا بخش بزرگی از صرافی‌ها را از چرخه خارج می‌کند. الزام به سرمایه سنگین، تضمین ۵۰ درصدی و ساختار حقوقی خاص (شرکت تضامنی) شرایطی ایجاد می‌کند که تنها تعداد اندکی از بازیگران بزرگ می‌توانند باقی بمانند. این محدودیت‌ها را «مسیر حذف استارتاپ‌ها» می‌دانند و هشدار می‌دهند وثایق سنگینی که توجیه خوبی برای آنها نمی‌توان یافت باعث می‌شوند درآمدزایی برای کسب‌وکارها کاهش پیدا کند. در نتیجه چنین شرایطی نوآوری و رقابت از بین خواهد رفت.

در کنار سرمایه‌گذاری اولیه، سخت‌گیری‌های مرتبط با سابقه مدیریتی نیز به چالش بدل شده است. سابقه مدیران و شرکا بسیار سخت‌گیرانه ارزیابی شده است. برای مثال دو سال سابقه‌کار مرتبط الزامی شده و برای شرکای حقوقی هم سطح بدهی زیر پنج دهم درصد در نظر گرفته شده استاین سند باعث کوچک‌تر شدن بازار و سوق دادن بخشی از کاربران به پلتفرم‌های خارجی یا غیرمجاز می‌شود. نتیجه این خواهد بود که نه تنها کنترل و شفافیت بهبود نمی‌یابد، بلکه ریسک خروج سرمایه از کشور بیشتر می‌شود.